تبلیغات
طنز، چرت و پرت، خلاصه هر چی ک بخوای!! - چن تا داستان با هم
خنده، تاریخ انقضایی نداره!
چن تا داستان با هم
چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت 10:25 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست Ray | ( چ بگویم می گویی ک بگویم ک گفتم ویروس گفت گرفته مرا:دی )
سلیوووووووووووووووووم
شطورید؟
بچه ها ب طرز فجیهی الان خوابم میاد(!) مغزمم درس کار نمی کنه واسه همین نمی دونم این داستانارو قبلا تو وب گذاشتم یا ن
پس اگه بودن ک ب هر هیکله خودتون ببخشید اگه هم نذاشته بودم برین بخونین حالشو ببرین

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که 30 سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی برای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: 30 سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.

به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی بود که برای اعتراف مراجعه کردم.

=========================================================================================

مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت:

”عزیزم از من خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم. ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود. این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن. ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار.”

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد...



هفته بعد مرد به خانه آمد، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.


همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید: که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟


مرد گفت: ”بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟”

جواب زن خیلی جالب بود…


زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود.

روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست

و روز بعد و روز بعد

این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟

بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و ... ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.
 

بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!»مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»
مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت:
 «تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.»

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

بهلع صدای سرهنگم در اومد دیگه باد برم باااای بای

راستی نظرم بوذارید




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
choc شنبه 15 اردیبهشت 1397 09:56 ق.ظ
Thankfulness to my father who told me concerning this website, this webpage is
really amazing.
How do you get Achilles tendonitis? سه شنبه 28 شهریور 1396 01:42 ق.ظ
I am now not sure the place you are getting your info, but great topic.
I needs to spend a while learning much more or figuring out more.
Thanks for wonderful information I was searching for this
info for my mission.
What causes painful Achilles tendon? پنجشنبه 16 شهریور 1396 12:46 ب.ظ
I read this post completely regarding the resemblance of hottest and previous technologies, it's amazing article.
How much does it cost for leg lengthening? شنبه 4 شهریور 1396 03:38 ب.ظ
Hi, this weekend is nice designed for me, for the reason that this point in time i am reading this enormous
informative post here at my home.
rolandebaribeau.wordpress.com شنبه 14 مرداد 1396 08:05 ب.ظ
It's an awesome article in support of all the internet visitors;
they will obtain advantage from it I am sure.
BHW یکشنبه 13 فروردین 1396 12:28 ب.ظ
If you wish for to grow your knowledge just keep visiting
this web site and be updated with the latest news
update posted here.
Taeyeon پنجشنبه 20 مهر 1391 09:53 ب.ظ
saaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaalam
merci azizam
Ray پاسخ داد:
سلااااااااااااااام
با این ک نمی دونم واسه چی ولی خواهش
جینی چهارشنبه 12 مهر 1391 10:47 ب.ظ
گذاشتم
Ray پاسخ داد:
آورین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز


Online User

آیکُن ریزِه میزِه

آیکُن ریزِه میزِه

آیکُن ریزِه میزِه

آیکُن ریزِه میزِه

آیکُن ریزِه میزِه

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی 

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکون های دختر شیک

آیکون های دختر شیک

ایکون های دختر شیک

آیکون های دختر شیک

آیکون های دختر شیک

آیکون های دختر شیک

ایکون های دختر شیک

آیکُن های اِمیلی 

آیـڪُن هـاے میس نآزَنینــــ

آیـڪُن هـاے میس نآزَنینــــ

آیـڪُن هـاے میس نآزَنینــــ

آیـڪُن هـاے میس نآزَنینــــ

آیـڪُن هـاے میس نآزَنینــــ

آیـڪُن هـاے میس نآزَنینــــ

آیـڪُن هـاے میس نآزَنینــــ